کد آهنگ

کد موسیقی

سفارش تبلیغ
صبا ویژن
خدایا! . . . از نادانی و بیهودگی و از گفتار و کردار بد به تو پناه می برم . [امام علی علیه السلام ـ در دعای یوم الهریر در پیکار صفّین ـ]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :42
بازدید دیروز :33
کل بازدید :115139
تعداد کل یاداشته ها : 147
99/6/31
9:27 ع

 

 

               

                   16.gif  پیام یادت نره16.gif                    

 

2u5b6dg.gif


88/5/31::: 4:38 ع
نظر()
  


یکی از طرفداران " مگاواتی سوکارنو " نامزد معترض به نتایج انتخابات اخیر ریاست جمهوری در اندونزی به نشانه اعتراض خود را در زمین دفن کرده است. او روی پلاکاردش نوشته است : اندونزی فروشی نیست
 

قطرات باران روی شیشه یک اتومبیل در ژاپن
 

شرکت بستگان یکی از شهروندان اوستیای جنوبی که در جنگ سال گذشته روسیه و گرجستان کشته شده است ، در مراسم ختم او در گورستان تسخین والی
 

انتقال دو دختر بچه چینی در شهر طوفان زده شنجو به نقطه امن
 

بازار ماهی فروشان در کراچی پاکستان
 

فستیوال گاو بازی در کلمبیا
 

افتادن یک بچه فیل در گودال در تایلند. امدادگران در نهایت و پس از 3 ساعت تلاش با کندن گودال با بولدوزر این بچه فیل را از گودال بیرون آوردند
 

صید یک کوسه ماهی 5 متری و یک تنی در سئول کره جنوبی
 

برگزاری جشن چهل و چهارمین سالگرد استقلال سنگاپور از سوی بریگاد توپخانه گارد ریاست جمهوری این کشور
 

آب تنی یک خرس قطبی در باغ وحش یوکوهاما
 

یک مخالف جهانی شدن در اعتراض به سیاست های کشورهای آمریکای شمالی در حاشیه اجلاس سران آمریکای شمالی در مکزیک
 

بدون شرح
 
 
 
 
 
 
 

  
  

جک و اس ام اس های هفته دوم اسفند 87

 

غضنفر برای همدردی با کودکان نوار غزه , بچه های خودش را به رگبار بست

 

سازمان فضایی ایران اعلام کرد از این به بعد اگر ماهواره ای پرتاب کنیم غلط می کنیم به ملت بی جنبه چیزی بگوییم

 

ماهواره بی‌جنبه ایرانی از ناهید خواستگاری کرد.

 

توجه  توجه
فقط با ارسال یک اس ام اس می‌توانید
10 کیل جو از سیلوی مصر جایزه بگیرید،فرصت طلایی را از دست ندهید.
ستاد دفاع از حیوانات اهلی

 

موسسه آموزشی بانو دانشجو می پذیرد: آموزش گیتار توسط بانو زلیخا ، با تخفیف ویژه آدرس :مصر، پشت معبد عامون ،نرسیده به سیلوهای گندم 50% تخفیف برای کسانی که نامشان یوسف است

 

کشف نمک توسط جومونگ و سربلند بیرون آمدن جومونگ

 از این امتحان الهی را به ملت همیشه در صحنه تبریک عرض مینماییم

 


آخرین اخطار ماهواره امید به سیاره بهرام: فاصله خودتو با زهره و ناهید حفظ کن

 


آخرین پیام از ماهواره امید: من شارژم تموم شده بهتون میسکال میزنم

 


درخواست زلیخا از دزدان قصر: هر چی دلت میخواد ببر، گیتارو باخودت نبر

 

 

مردم هم مثل میخها, وقتی جهتشان را گم کنند, تاثیرشان را از دست میدهند و شروع به خم شدن می کنند

 

 

 

هرکس در زمان فراوانی , 7 اس ام اس برایمان ارسال کند ،
.
.
.

.
در زمان قحطی
14 اس ام اس به او خواهیم داد  !

 

 

با فعال سازی پیام چند رسانه ای mms در صورت نداشتن اس ام اس جدید

میتوانید عکس خود را برای ما بفرستید تا بخندیم !!!

 

 

 

 

در فصل زمستون که لبو میچسبد / آغوش و فشار و گفتگو میچسبد

پس شعله بخاری ها را  کم کن /  که فقط زیر پتو میچسبد !!!

شرکت ملی گاز ایران !!!

 

 

 

می دونی مثل چی هستی ؟ مثل یک تصادف وحشتناک که کشته و مُرده زیاد داری !

 

 

 

جواب کنکور میاد . غضنفر رتبش رادیکالی در اومده بوده !!!

 

 


// \\_*_
( ".")("." )
\[]/ \[]/
.l l _\/
...
...
...
این عکس رو توی
پارک ازت گرفتم که با دوستت بودی.
اگر همه SMS هاتو برام نفرستی پخشش می کنم!

 

 

ژ

 

توانا بود هر که دانا بود، نیست دکتری که خطش خوانا بود.

 

 

یه بار گفتم دوستت دارم ...
...
...
...
بعدش هزار بار گفتم غلط کردم!

 

مصارف مهم اس ام اس در ایران :
?- پیغام های
اورژانسی ( سر رات که داری میای ?تا بربری بخر)
?- اطلاعات رسانی( سر جلسه امتحان)” جیم درسته الاغ!”
?- پیغام های عاشقانه: “عزیزم ،قبل از خواب به یاد من مسواک بزن !”
?- جلوگیری از خشونت :”
بدهکار محترم !اگه این جا بودی خرخرتو می جوییدم ?- فرستادن جوک :”یه روز یه یارو می ره سربازی ،دور کلاش قرمزی


به یارو میگن: سیگار میکشی؟ میگه: نه

میگن: مشروب میخوری؟ میگه: نه

میگن: قماربازی میکنی؟ میگه: نه

میگن: سینما میری؟ میگه: نه

میگن: رفیق بازی میکنی؟ میگه: نه

میگن: پس وقت بیکاری ات رو چه جوری پر میکنی؟ میگه: دروغ میگم

 

 

موفق کسی است که با لنگه کفشهایی که به سمتش پرتاب می شود مغازه کفش فروشی بزند

 

 


  
  

یه خانومی وارد داروخانه میشه و به دکتر داروساز میگه که به سیانور احتیاج داره!

 


داروسازه میگه واسه چی سیانور می‌‌خوای؟

 


خانومه توضیح میده که لازمه شوهرش را مسموم کنه!

 


چشم‌های داروسازه چهارتا میشه و میگه: خدا رحم کنه، خانوم من نمی‌تونم به شما سیانور بدم که برید و شوهرتان را بکُشید! این بر خلاف قواننیه! من مجوز کارم را از دست می دم ... هردوی ما را زندانی خواهندکرد و دیگه بدتر از این نمیشه! نه خانوم، نـــه! شما حق ندارید سیانور داشته باشید و حداقل من به شما سیانور نخواهم داد.

 


بعد از این حرف خانومه دستش رو میبره داخل کیفش و از اون یه ...

 

 

بقیه در ادامه مطلب ...

عکس میاره بیرون؛ عکسی که در اون شوهرش و زن داروسازه توی یه رستوران داشتند شام می‌خوردند.

 


داروسازه به عکس نگاه میکنه و میگه: خُب، حالا.... چرا به من نگفته بودید که نسخه دارید؟؟!!



  
  
 

  

غضنفر برای همدردی با کودکان نوار غزه , بچه های خودش را به رگبار بست

 

سازمان فضایی ایران اعلام کرد از این به بعد اگر ماهواره ای پرتاب کنیم غلط می کنیم به ملت بی جنبه چیزی بگوییم

 

ماهواره بی‌جنبه ایرانی از ناهید خواستگاری کرد.

 

توجه  توجه
فقط با ارسال یک اس ام اس می‌توانید
10 کیل جو از سیلوی مصر جایزه بگیرید،فرصت طلایی را از دست ندهید.
ستاد دفاع از حیوانات اهلی

 

موسسه آموزشی بانو دانشجو می پذیرد: آموزش گیتار توسط بانو زلیخا ، با تخفیف ویژه آدرس :مصر، پشت معبد عامون ،نرسیده به سیلوهای گندم 50% تخفیف برای کسانی که نامشان یوسف است

 

 

ماهواره امید    ازکشف یک امامزاده بین زحل ومریخ خبر داد

 

فرهنگستان زبان فارسی اعلام کرد : زین پس بجای واژه غریب و نامفهوم ملا نصرالدین بگویید ماهواره امید

 

مراسم تشییع پیکر پاک شهداى سیلو فردا از مقابل معبد آمون برگذار می گردد.

 

آخرین اخطار ماهواره امید به سیاره بهرام: فاصله خودتو با زهره و ناهید حفظ کن

 

آخرین پیام از ماهواره امید: من شارژم تموم شده بهتون میسکال میزنم

 

ماهواره امید: دیگه عمرأ برگردم ایران, تازه فهمیدم دنیا دست کیه

 

 

اگر زهره به دین مبین اسلام بگرود? ازدواج امید با او بلامانع است و به امید خدا میخ اسلام را در فضا نیز خواهیم کوبید

 

آخرین پیام از ماهواره امید: جون مادرتون اینقدر مسخرم نکنید

 

بنا بر آخرین اخبار? ماهواره امید درحال عبور از آسمان قزوین متوقف و مفقود گردید


  
  
8 خواستگاری عجیب و جالب دنیا + عکس

وقتی صحبت از ازدواج می شود ، مرد ها سخت ترین وظیفه را بر دوش دارند؛ باید  پا پیش بگذارند از دختر مورد علاقه خود خواستگاری کنند .

 

به گزارش نظام آباد در این بین مردانی هستند که برای اینکه لحظه  خواستگاری را به یادماندنی تر و شیرین تر کنند دست به اقدامات عجیب و غریبی  می زنند تا بلکه دل محبوب خود را بدست بیاورند و جواب مثبت را از او بگیرند.


 خواستگاری در بی وزنی : 

یک مرد آمریکایی از دختر مورد علاقه اش در کابین یک بوئینگ 751 در حالی که در فضا شناور بودند، خواستگاری کرد.

 

این مرد جوان به عنوان هدیه تولد نامزد چند ساله اش، او را به یک سفر  با هواپیمایی که شرایط حاکم در فضا را شبیه سازی می کند  دعوت   و سپس هزاران متر بر فراز دریا  و در حالی که هر دو در فضای کابین شناور بودند ،از او خواستگاری کرد.

 

 

 

 

 

 

 


  خواستگاری در میان شعله های آتش :


 تاد، یک بدل کار عاشق که به دنبال شیوه جالبی برای گرفتن جواب مثبت از دختر مورد علاقه اش بود تصمیم گرفت تا برای این که او را تحت تأثیر قرار دهد از یک سکوی بلند درون یک استخر و در حالی که آتش او را فراگرفته خود را پرتاب کند. برای این منظور تاد  لباس  مخصوصی تن کرد و در مقابل چشمان دختر خود را آتش زد و به سرعت از سکو به درون استخر پرید. پس از چند ثانیه تاد صحیح وسالم از استخر بیرون آمد در مقابل پشمان بهت زده ی ملیسا، زانو زده و از وی تقاضای ازدواج کرد.

 


خواستگاری در ارتفاع 6000 متری:


ماتئو مارتینز، چتر باز ماهر، از دختر مورد علاقه اش در شرایطی که هر دو در ارتفاع  6000 متری از سطح زمین آماده انجام پرش با چتر بودند خواستگاری کرد.

 


خواستگاری  از طریق آگهی بازرگانی:


راند به دنبال  رمانتیک ترین روش برای خواستگاری از دختر رویاهایش بود و به این فکر افتاد که در بین برنامه ی تلویزیونی مورد علاقه دوست دخترش ظاهر شود و از او تقاضای ازدواج کند. بنابراین با برنامه ی مورد علاقه ای همسرش تماس گرفت و در ازای پرداخت مقداری پول آنها حاضر شدند که برای چند دقیقه تصویر راند را در زمان پخش اگهی های بازرگانی به روی آنتن بفرستند.

 


 در 6 فوریه سال 2006 ملیسا در حال تماشای برنامه خود بود که ناگهان تصویر راند روی صفحه تلویزیون او ظاهر می شود و از او سوال معروف" با من ازدواج می کنی" را می پرسد و ملیسا هم که بسیار ذوق زده شده بود همانجا جواب مثبت را میدهد. اگر چه راند قادر به شنیدن آن نبود.

 


خواستگاری مجازی:


برنی پنگ 26 ساله اهل نیو جرسی حدود یک ماه برای  برنامه ریزی مجدد  بازی   تلاش کرد و موفق شد که طوری آن را برنامه ریزی کند که زمانی که تیمی لی ، دختر مورد علاقه اش آن را بازی می کند و امتیاز بالایی کسب می کند یک انگشتر نامزدی صورتی بر روی صفحه به همراه  سوال " با من ازدواج می کنی" پدیدار شود.

 


 شرکت سازنده این بازی زمانی که متوجه شد برنی بازی  آنها این چنین ماهرانه هک کرده نه تنها از وی شکایت نکرد بلکه حاضر شد بخشی از هزینه ی ازدواج او را متقبل شوند.

 


خواستگاری با چتر:


شان پالمگرن، یک عاشق خلاق آمریکایی ،  برای خواستگاری از دختر مورد علاقه اش به تعداد حروف  عبارت انگلیسی   will you marry me ""  چتر خرید و بر روی هر یک، یکی  از واژه ها ی  این جمله  را نوشت.  سپس آنها را بین تعدادی از دوستان خود پخش کرد. شان از دوست دخترش ، بتسی، خواست تا با هم در یک پارک قدم برنند. همینطور که در حال قدم زدن بودند، بتسی چند مرد را دید که همهگی زیر آفتاب چتر بالای سر خود گرفته اند.  او از این اقدام آنها تعجب کرد و اما دیری نپایید که تعجب او تبدیل به احساس شوق فراوان شد. با اشاره ی شان  ناگهان همه ی چتر پایین آورده شدند و عبارت " با من ازدوج می کنی"  را در مقابل چشم های بتسی نقش بستند.

 

 


استفاده از تام کروز برای خواستگاری: 

جائو کارتینر یک تصویربردار است که برای شبکه  RTP پرتغال کار می کند. وی  در فرصتی که تام کروز برای انجام یک مصاحبه در این شبکه حاضر شده بود از او خواست تا از طرف او از سونیا، دختر مورد علاقه اش خواستگاری کند. جائو یک کلیپ از تام کروز تهیه کرد و با موافقت RTP   این کلیپ از طریق این شبکه پخش شد. در این کلیپ تام کروز از جانب جائو از سونیا خواستگاری کرد.

 


اجاره یک گروه تئاتر برای بازی  صحنه ی خواستگاری:


 یک سرمایه دار مشهور اوکراینی برای خواستگاری یک گروه تئاتر را اجاره  کردو  به کمک آنها نماشنامه ای با عنوان " رمانتیک ها " تهیه کرد و خود نقش اول آن را بر عهده گرفت. در روز اجرای این نمایش  جنادا زالینسکس 36 ساله دختر مورد علاقه خود، ویکتوریا، را به دیدن این نمایش دعوت کرد. جنادا در حالی که یک نقاب به صورت داشت روی صحنه آمد  و در حالی که قرار بود عشق خود را به بازیگر زن  مقابلش ابراز کند رو به ویکتوریا که در میان تماشاگران نشسته بود کرد و گفت: : "دختری که دوست دارم نامش ویکتوریاست و در ردیف ششم نشسته است. ویکتوریا با من ازدواج می کنی؟"


  
  

یک اتفاق عجیب !

مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی! مسافر عذرخواهی کرد و گفت: من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ
تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم… آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم…!

 

 

الان یه SMS از دوسته عزیزی که لطف کردن و sms دادن رسید که می زارمش

 

تو رو به اندازه ی تخم چشم موش کور دوست دارم !          

 

نامه ی یک پسر به پدرش!!!
 
پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب دید که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده. یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :

پدر عزیزم،
با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم. من مجبور بودم با دوست دختر جدیدم فرار کنم، چون می خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو رو بگیرم. من احساسات واقعی رو با Stacy پیدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما می دونستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هاش، خالکوبی هاش ، لباسهای تنگ موتور سواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره. اما فقط احساسات نیست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما می تونیم شاد و خوشبخت بشیم. اون یک تریلی توی جنگل داره و کُلی هیزم برای تمام زمستون. ما یک رؤیای مشترک داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه. Stacy چشمان من رو به روی حقیقت باز کرد که ماریجوانا واقعاً به کسی صدمه نمی زنه. ما اون رو برای خودمون
می کاریم، و برای تجارت با کمک آدمای دیگه ای که توی مزرعه هستن، برای تمام کوکائینها و اکستازیهایی که می خوایم. در ضمن، دعا می کنیم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لیاقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و می دونم چطور از خودم مراقبت کنم. یک روز، مطمئنم که برای دیدارتون بر می گردیم، اونوقت تو می تونی نوه های زیادت رو ببینی.
با عشق،
پسرت،
John

پاورقی : پدر، هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط می خواستم بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روی میزمه. دوسِت دارم! هروقت برای اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن


خبری تاسف بار به دستمون رسید که : دو تا اصفهانی شیرجه میزنن تو آب میگن هر کس زودتر سرش از آب اومد بیرون باید شام بده هنوز جسد هیچکدومشون رو پیدا نکردن


اگه میدونستی دستای من چقدر به دستای گرمت نیاز داره هیچ وقت اونا رو تو دماغت نمی کردی


یک باب خانه در نیاوران به مساحت 450 مترمفید، سونا استخر جکوزی و پکیج، با دید بسیار عالی... به خدا خوشبختی نمیاره، برو سر خونه زندگیت

 

ترکه رادیولوژیست می شه یه مریض میاد جواب عکسشو بگیره بهش می گه یه دنده سمت راست قفسه سینتون شکسته که من تو فتو شاپ واستون درستش کردم


این مسیج رو وقتی دور و اطرافت کسی نیست بخون! . . . . . . . . . . . . . . . . اگه عجله داری برو یه جای خلوت و تنهایی بخون . . . . . . . . . . . . . . . . پشت سرت رو بپا! . . . . . . . . . . . . . . . . کسی نیست؟ داری میخونی؟ . . . . . . . . . . . . . . . . خوب! خدا رو شکر که کسی نیست ببینه سر کاری!

 


می دونی چینی ها به دوقلو چی میگن؟ این چون اون، اون چون این!

 

دو تا لرداشتن تو یه ماشین بمب کار میذاشتن

یکیشون به اون یکی میگه: اگه این بمب الان

منفجر شه چی کار کنیم؟ اون یکی میگه نگران نباش

من یکی دیگه دارم
 

 


یه بار یه دیوونه دنبال رئیس بیمارستان می اندازه . خلاصه رئیس بیمارستان رو تو یه بن بست گیر میاره. رئیس بیمارستان با ترس می گه از جون من چی می خوای ؟ دیوونه هه می ره با دست بهش می زنه می گه حالا تو گرگی!

 


صرف فعل نشستن به گویش غضنفر: مو بنیشم تونم بنیشی اونم بنیشه ما که بنیشیم شمام که بنیشید دیه جا نی اونا بنیشن!

 

زنی که 4 باز ازدواج کرده بود هنوز دختر بود
پرسیدند چطور ممنکنه؟ گفت: اولی جانباز بود .... نداشت.
دومی رشتی بود بخار نداشت. سومی قزوینی بود از پشت میگذاشت. چهارمی ترک بود میگفت آدم به ناموس خودش تجاوز نمیکنه

 

اگه گفتی شباهت زن با گردباد چیه؟جفتشون اول که میان با هیجان وارد زندگیت میشن و جفتشون موقع رفتن, خونه, ماشین و همه زندگیتو با خودشون میبرن

 

غضنفر زنگ می زنه ثبت احوال، می گه ببخشید اونجا ثبت احواله؟ می گن بله... می گه من امروز حالم خوبه، لطفا ثبتش کنید.

 

کرمه می افته توی قابلمه ماکارونی می گه وای عجب بمال بمالیه!!!

 

به غضنفر میگن تو که روزه نمی گیری، چرا سحری می خوری؟ می گه نماز که نخونم،... روزه که نگیرم... سحری هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟

 

عکس العمل پسرا وقتی عروس و داماد میبینن : اگر عروس زیبا باشه : عجب چیزیه! اگر عروس زشت باشه : عجب چیزیه! اگر عروس معمولی باشه : عجب چیزیه! اگر داماد خوشتیپ باشه : الانشو نگاه نکن خوش تیپه...2 روز دیگه.... اگر داماد بی ریخت باشه : با این قیافش چه چیزی بلندکرده بی شرف!!!!... اگر داماد معمولی باشه : ولی عروس عجب چیزیه..... نتیجه گیری : عروس عجب چیزیه!!!!

 

ترکه میره خواستگاری میگن مهریه دختر ما 100000000000000000 تومنه. میگه چه خبره؟؟؟ مگه شبی چند حساب کردین؟؟؟

 

غضنفر میره جبهه فرداش برمیگرده ؛ میگن : پس چرا برگشتی ؟

 

 
چه در خدمت سربازی و چه در زندگی زناشویی ، چه بخواهی و چه نخواهی کچل خواهی شد و یا بعبارت بهتر ، کچلت خواهند کرد !  البته این کچلی در خدمت سربازی توسط ماشین اصلاح و در زندگی مشترک توسط عواملی چون : استرس شدید ، سوء تغذیه ، کندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر، چپ شدن ماهیتابه روغن داغ روی سر و … صورت می گیرد! نا گفته نماند که این کچلی در آقایان به نسبت نوع مو ، جنس ریشه مو ، عوامل ارثی و … متفاوت است ولی به هر حال به قول معروف : دیر و زود داره ولی بالاخره هممون کل پا می شیم 
  شباهت بعدی در زمینه داشتن فرمانده و بعبارتی، فرمانبردار شدن است ! به محض ورود به پادگان و یا منزل مسکونی مشترک ( خانه بخت ) ، هر مردی یک فرمانبردار بی چون و چرا محسوب می شود که اگر طالب جان و سلامتی جسمی و روحیش می باشد،باید تمام فرامین فرمانده و یا همسر خود را بر روی تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطی از دستورات فرمانده و همسر،پاسخی جز گلوله،حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازی ) و افتادن توی سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور،رفتن دست توی چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بیرون ، گشنگی و تشنگی کشیدن و … ( در زندگی زناشویی ) نخواهد داشت


آقاى جک، رفته بود استخدام بشود . صورتش شش تیغه کرده بود و کراوات تازه اش را به گردنش بسته بود
و لباس پلو خورى اش را پوشیده بود و حاضر شده  رابود تا به پرسش هاى
مدیر شرکت جواب بدهد .
آقاى مدیر شرکت، بجاى اینکه مثل نکیر و منکر از آقاى جک سین جیم بکند، یک ورقه کاغذ گذاشت جلوش و از او خواست تنها به یک سئوال پاسخ بدهد . سئوال این بود :
"شما در یک شب بسیار سرد و طوفانى، در جاده اى خلوت رانندگى میکنید، ناگهان متوجه میشوید که سه نفر در ایستگاه اتوبوس، به انتظار رسیدن
اتوبوس، این پا و آن پا میکنند و در آن باد و باران و طوفان چشم براه معجزه اى هستند .یکى از آنها پیر زن بیمارى است که اگر هر چه زود تر کمکى به او نشود ممکن است همانجا در ایستگاه اتوبوس غزل خداحافظى را بخواند . دومین نفر، صمیمى ترین و قدیمى ترین دوست شماست که حتى یک بار شما را از مرگ نجات داده است . و نفر سوم، دختر خانم بسیار زیبایى است که زن رویایى شماست و شما همواره آرزو داشته ا ید او را در کنار خود داشته باشید . اگر اتومبیل شما فقط یک جاى خالى داشته باشد،
شما از میان این سه نفر کدامیک را سوار ماشین تان مى کنید؟؟
پیرزن بیمار؟؟ دوست قدیمى؟؟ یا آن دختر زیبا را؟؟ جوابى که آقاى جک به مدیر شرکت داد، سبب شد تا از میان دویست نفر متقاضى، برنده شود و به استخدام شرکت در آید.
راستى، میدانید آقاى جک چه جوابى داد ؟؟ اگر
شما جاى او بودید چه کار میکردید ؟؟
و اما پاسخ آقاى جک :

 


میان فرشتگان تنها شیطان احساس غرور می کند ! چون او میدانست تو ارزش سجده کردن نداشتی

 

ترکه با دوست دخترش میرن پارک ترکه میگه :عزیزم اگه این درخت کاج زبون داشت الان به ما چی میگفت ؟ دختره میگه اگه زبون داشت میگفت کره خر من زردآلوام نه کاج

 

 

 

میدونید اگه یه مرد وارد حموم زنونه بشه چی میشه؟ زنا میکشنش ولی اگه یه زن وارد حموم مردونه بشه مردا همدیگرو میکشن !!

 

 

 

مریض: دکترجون من دائم دارم فکر میکنم کهیک گاوم!دکتر: خوب این خیالات از کی برات پیدا شده؟ مریض: از وقتی که یک گوساله کوچیک بودم


 

 

 

 


مطالب طنز و خواندنی , داستان طنز : نسخه

یه خانومی وارد داروخانه میشه و به دکتر داروساز میگه که به سیانور احتیاج داره!

 


داروسازه میگه واسه چی سیانور می‌‌خوای؟

 


خانومه توضیح میده که لازمه شوهرش را مسموم کنه!

 


چشم‌های داروسازه چهارتا میشه و میگه: خدا رحم کنه، خانوم من نمی‌تونم به شما سیانور بدم که برید و شوهرتان را بکُشید! این بر خلاف قواننیه! من مجوز کارم را از دست می دم ... هردوی ما را زندانی خواهندکرد و دیگه بدتر از این نمیشه! نه خانوم، نـــه! شما حق ندارید سیانور داشته باشید و حداقل من به شما سیانور نخواهم داد.

 


بعد از این حرف خانومه دستش رو میبره داخل کیفش و از اون یه ...

 

 


  
  
   1   2   3   4   5      >